تبلیغات
استاد سید هادی حمیدی

استاد سید هادی حمیدی
معرفی آثار محبوبترین و پرآوازه‌ترین خواننده تالش  
قالب وبلاگ
توضیح: اینطور که از فحوای شعر معلوم هست دخترک همراه پدر و برادر بزرگترش با رمه رفته تا آنها را مثلا کمک کند ولی بازی‌گوشیش باعث دردسر بابا و داداش شده و انگار داداشش از این بازی‌گوش حسابی عصبانی شده و با خواهر کوچیکش دعوا کرده که پدر به پسرش گفته که برای خواهر کوچکش عصبانی نشود زیرا در فکر و ذهن دختر، او دارد به پدر و داداش کمک می‌کند.
احتمالا بعد عصبانیت داداش، خواهر کوچیکش از ترس اینکه شب برادرش ماجراهای شیطنتش را برای خانواده بازگو کند به سمت بابا می‌رود و او را قسم می‌دهد که به خانواده چیزی نگویند. شب‌هنگام دخترک از ترس اینکه آبرویش برود خودش را زیرلحاف به خواب می‌زند تا ببیند چیزی پدر از شیطنت‌هایش برای خانواده تعریف می‌کند یا نه. پدر که می‌داند دخترکش خود را به خواب زده پیش خانواده از او تمجید می‌کند و از کمکهایی که دخترش به او نموده صحبت می‌کند زیرا که هدف دخترش کمک به او بوده هر چند که در عمل باعث اذیتت شده.


[لطفاً ما را در تشخیص درست شعر متن این قطعه و ترجمه صحیح آن یاری دهید و اشکالات را از طریق بخش نظرات یا ایمیل با ما در میان نهید تا اصلاحات لازم صورت گیرد]


برای دانلود آهنگ اینجا کلیک کنید.

کیلَلی جان

دخترکم

 
کیلَه دَری بَه رَمَه نَه؛ اَوش پِ‌خ‌تَه قَمَه نَه؛ نازش بَرَم دَه لَه‌مَه‌نه

دخترک [در روز] با رمه بازی می‌کرد؛ رمه را با قمه[اش] فراری می‌داد؛ قربان شهامتش بروم


هیچی مَواجَه، هیچی مَواجَه، کیلَه خ‌تَه

چیزی نگویید، چیزی نگویید، دخترک خواب است!


کیتاوی قَسَم اَ ایگِتَه، کیتاوی قَسَم اَ ایگِتَه؛ لِفی بنی، لِفی بنی دَه‌خ‌تَه

دخترکم [مرا] قسم به کتاب داده [که چیزی درباره بازی‌گوشیش نگویم]؛ زیرلحاف قایم شده


چَی روکَه خاو مَرا واتَه

خواهر کوچیکه [داداش] به من گفته [که چیزی نگویم]


کیلَلی جانم کیلَلی، نازر ب جانم کیلَلی (دو بار)

دخترک نازم، نازت به جانم دخترکم

 
کیلَه دَری بَه بزینَه؛ اَوش پ‌خ‌تَه دازینه، نازش بَرَم پی‌یازینَه

دخترک با بز بازی می‌کرد؛ بز را با داس فراری می‌داد؛ قربان شهامتش بروم

[داس: وسیله‌ای است که برای بریدن چوب تر یا شاخه‌های درختان از آن استفاده می‌شود. معمولا چوپانها از آن در هنگام خطرات مانند حمله حیوانات وحشی استفاده می‌کنند.]


هیچی مَواجَه، هیچی مَواجَه، کیلَه خ‌تَه

چیزی نگویید، چیزی نگویید، دخترک خواب است!


کیتاوی قَسَم اَ ایگِتَه، کیتاوی قَسَم اَ ایگِتَه؛ لِفی بنی، لِفی بنی دَه‌خ‌تَه

دخترکم [مرا] قسم به کتاب داده [که چیزی درباره بازی‌گوشیش نگویم]؛ زیرلحاف قایم شده


چَی روکَه خاو مَرا واتَه

خواهر کوچیکه [داداش] به من گفته [که چیزی نگویم]


کیلَلی جانم کیلَلی، نازر ب جانم کیلَلی (دو بار)

دخترک نازم، نازت به جانم دخترکم


کیلَه دَری بَه رَمَه نَه؛ اَوش پِ‌خ‌تَه قَمَه نَه؛ نازش بَرَم دَه لَه‌مَه‌نه

دخترک [در روز] با رمه بازی می‌کرد؛ رمه را با قمه[اش] فراری می‌داد؛ قربان شهامتش بروم


هیچی مَواجَه، هیچی مَواجَه، کیلَه خ‌تَه

چیزی نگویید، چیزی نگویید، دخترک خواب است!


کیتاوی قَسَم اَ ایگِتَه، کیتاوی قَسَم اَ ایگِتَه؛ لِفی بنی، لِفی بنی دَه‌خ‌تَه

دخترکم [مرا] قسم به کتاب داده [که چیزی درباره بازی‌گوشیش نگویم]؛ زیرلحاف قایم شده


چَی روکَه خاو مَرا واتَه

خواهر کوچیکه [داداش] به من گفته [که چیزی نگویم]


کیلَلی جانم کیلَلی، نازر ب جانم کیلَلی (دو بار)

دخترک نازم، نازت به جانم دخترکم


کیلَه دَری مَخمَلَه قَبا؛ زوعَه مَگِه کیلَه نَه دَوا، کیلَه ِاستَه چ‌مَن دیل‌خاو

دخترک قبای مخملی پوشیده؛ پسر[م] با دخترکم دعوا نکن؛ دخترک عزیزدلم هست



هیچی مَواجَه، هیچی مَواجَه، کیلَه خ‌تَه

چیزی نگویید، چیزی نگویید، دخترک خواب است!


کیتاوی قَسَم اَ ایگِتَه، کیتاوی قَسَم اَ ایگِتَه؛ لِفی بنی، لِفی بنی دَه‌خ‌تَه

دخترکم [مرا] قسم به کتاب داده [که چیزی درباره بازی‌گوشیش نگویم]؛ زیرلحاف قایم شده


چَی روکَه خاو مَرا واتَه

خواهر کوچیکه [داداش] به من گفته [که چیزی نگویم]


کیلَلی جانم کیلَلی، نازر ب جانم کیلَلی (دو بار)

دخترک نازم، نازت به جانم دخترکم


برچسب ها: ونگاونگ، کیللی جان، سید هادی حمیدی،
[ سه شنبه 29 اسفند 1391 ] [ 08:11 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ ]
نظرات

معرفی مختصر استاد

بی‌شک استاد سید هادی حمیدی یکی از مهمترین شخصیتهای فرهنگی معاصر تالش هست که سهم به سزایی در معرفی و شناخت موسیقی و فرهنگ تالش داشته است. طنین حزن‌انگیز و دلنشین صدای او در کنار اشعاری پرمحتوا و زیبا در قالب موسیقی اصیل تالش، دل و جان هر شنونده‌ای را می‌نوازد.
در خانه هر تالش حتما کاستی از آلبومهای هفت آهنگ و ونگاونگ وجود دارد. بسیاری نیز با آهنگهای این آلبومها آشنایی دارند و آن را زمزمه می‌کنند بدون آنکه خواننده و جمع‌آوری کننده این ملودی‌ها را بدانند.
سید هادی حمیدی در سال 1332 در یکی از دهستانهای تالش به نام شاندِرمَن به دنیا آمد. شاید اولین بار که گوشش با موسیقی آوازی تالش آشنا شد با زمزمه‌های مادرش بود. او در دوران جوانی اثری به نام آلبوم «هفت آهنگ» ارائه داد که قسمتی از اشعار این آلبوم از سروده‌های مادر ادب‌ دوستش بود. انتشار این آلبوم موجی از محبوبیت برای او رقم زد.
سالها بعد از فاجعه زلزله گیلان، “حسین علیزاده” در اثر “آوای مهر” از صدای پرجاذبه و پر مهر ایشان بهره گرفت. قطعات «عمق فاجعه» که نشان‌دهنده درد فاجعه زلزله رودبار و «زندگی» که زنده کننده امید زندگی در دلها بعد از آن فاجعه بود با محبوبیت چشمگیری روبرو شد طوری که بعد از مدت کوتاهی «عمق فاجعه» به رادیو و تلویزیون راه پیدا کرد و جزو قطعات ماندگار ملی شناخته شد.
در سال 1372 آلبوم «ونگاونگ» که شاهکاری در موسیقی تالش بود منتشر شد. در این اثر، سید هادی حمیدی توانست ملودیهای اصیل و بسیار زیبایی از تالش را جمع‌آوری و ارائه دهد. «فریدون شهبازیان» در تنظیم این اثر ایشان را همراهی نمود.
در سال 1376، استاد سید هادی حمیدی آخرین اثر رسمی خود به نام «سِیارِیحون» را انتشار داد. «مسعود جاهد» او را در این اثر یاری داد.
همچنین این خواننده محبوب و پرآوازه اثری به نام «غم‌نامه» دارد که احتمالا در منزل خویش واقع در شهر «ماسال» آن را صدا برداری نموده است. در این آلبوم هیچگونه سازی به کار نرفته و فقط موسیقی خداداد صدای او با متن همراهی می‌کند.
ویدئوها

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :